اعترآف میکنم هنوزم دارم فیلم می‌بینم:|

+اصلا بحث این نیس که آخر عاقبت من چی میشه،بحث اینه که من هنوز پر از سردرگمیم! نیازم به تنهایی هر روز بیشتر از دیروز میشه ولی فرصتش هر روز کمتر از دیروز پیش میاد!

+با توجه به اینکه آرزو بر جوانان عیب نیست،خودمُ توی نشیمن آپارتمان نقلیِ اجاره‌ای با راهروی تنگ و بدون آسانسورش تصور میکنم،در حالی که وسط زمستون از روی تاپم سوئیشرت پوشیدم،جورابمُ تا روی زانو بالا کشیدم و برای اینکه گرمم نشه شلوارک پامه.روی کاناپهٔ نرم مُقَژقِژم نشستم،پتوی نازک محبوبم کنارمه و درحالی که  بویکا:آندسپیوتد یا جان‌ویک۲ یا فایک کلاب یا نمی‌دونم چی‌چی رو برای بار نمی‌دونم چندم میبینم،انقد بستنی وانیلی بخورم که مغزم یخ بزنه و تا موقعی که خوآبم ببره به خودم فحش بدم که چرا بازم سرم درد میکنه:))))

+زیادی رویایی شد،من میرم موز بردارم:))))

+این روزآ انقد همه‌چی پیچیدس که "یه همچین وضعیتی‌"ام آرزوست:)))